خانه / 2020 / اکتبر

بایگانی/آرشیو ماهانه: اکتبر 2020

رمان بهار/پارت هفتادو هشت

روبه روی آینه ی قدی ایستادم و پالتوم رو تنم کردم. دنبالم اومده ولی حرف فقط تماشام میکرد. بند پهن کیفمو روی دوشم انداختم وبعد که از مرتب بودن سرو وضعم اطمینات پیدا کردن چرخیدم سمت استاد حاتمی و گفتم: -خب…فکر کنم دیگه وقت رفتن!خییلی…خیلی روز خوبی بود….اگه بگم از …

بیشتر بخوانید »

رمان شاهدخت/پارت پنجاهو سه

_نفسم رفت … کی وقت کردی این کارارو کنی ؟ جلوم چرخی زد و در اخر گوشه های دامن پیراهنش رو گرفت و کمی خم شد نهان_اختیار داری اقا فکر کردی فقط خودت بلدی سوپرایز کنی ؟ خندیدم و جلو رفتم صندلی رو عقب کشیدم و اشاره کردم بشینه _بفرمایید …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/پارت بیستو پنج

چه راهی می شد پیدا بشه برای خلاص شدن من از این زندگی؟ سام تمام راه ها رو برای من بسته بود و هیچ راه فرار یا روزنه ی امیدی برای من وجود نداشت . چقدر داشتم تحمل می کردم تا خودمو مثل خواهرم خلاص نکنم از این زندگی و …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/پارت بیستو چهار

  که راز دل داغونم فاش نشه براش که این راهی که پیش گرفتم و تصمیمی که گرفتم از هم نپاشه و داغونتر از این نشم برای این بوسه… چشماشو بسته بود و از لبام کام می گرفت به طوری که انگار اصلاً دیگه به نفس کشیدنم نیازی نداشت. بالاخره …

بیشتر بخوانید »

رمان شاهدخت/پارت پنجاهو دو

آروم ازم دور شد پیشونیشو چسبوند به پیشونیم _برو بپوش لباساتو بریم … یکم دیگه بمونیم کلا تا بعدظهر باید رو تخت باشیم از زیردستش در رفتم..پلاستیک رو روی تخت خالی کردم شروع کردم پوشیدن لباسا راضی از تیپم لبخندی تو آینه زدم و برگشتم سمت دانیار دانیار آماده رو …

بیشتر بخوانید »