خانه / 2021 / ژانویه

بایگانی/آرشیو ماهانه: ژانویه 2021

رمان بهار/پارت هشتادو هفت

از تاکسی پیاده شدم و قدم زنان به سمت خونه ای رفتم که اصلا نمیتونستم بگم چقدر دلم براش تنگ شده… درسته که اینجا خاطرات مثلا شیرین هم داشتم اما اونقدر اتفاقای بد و حرفها و حس های بد برام به همراه داشت که هیچ حس خوبی بهش نداشتم. و …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/پارت سیو سه

معلوم نبود منو با خودش کجا میبره نمیدونستم چی در انتظارمه … مثل یه توپ فوتبال بین این آدما دست به دست می شدم و هیچی از آینده نامعلومم نمیدونستم. بالاخره بعد از ساعت ها رانندگی جلوی عمارت دیگه ماشین را متوقف کرد حتی به سمتش نچرخیدم قلبم بی تابی …

بیشتر بخوانید »

رمان شاهدخت/پارت پنجاهو هشت

تماس رو با صدای بم و دورگه شدم، جواب دادم و نگاهم همونطور میخ روی اندام نهان موند که داشت لباس عربی های دیشب رو با صورت سرخ شده از خجالت از روی زمین برمیداشت . _بله ؟ صدای سرخوش دایان توی گوشم پیچید و از صدای شلوغی دورش مجبور …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/پارت سیو دو

چشم که باز کردم یه جای غریبه بودم اینجا بیمارستان نبود اما این همه سرُم دستگاهی که به من بسته شده بود باعث می شد دقیق نتونم جایی که هستم و تشخیص بدم. بدنم به حدی خشک شده بود که انگار روزها همینطور صاف دراز کشیدم استخوانام خشک شده بود …

بیشتر بخوانید »

رمان بهار/پارت هشتادو شش

  حواسم اصلا پی فرزین نبود. با حوصله و آب و تاب داستان و ماجرای خاص یکی از دانشجوهاش رو برام تعریف میکرد اما من اصلا حرفهاشو نمیشنیدم چون چِت کرده بودم رو پیامی که از طرف مهرداد برام اومده بودم. “امشب میام پیشت ” اگه میومد پیشم بازم کارهایی …

بیشتر بخوانید »