خانه / 2021 / آوریل

بایگانی/آرشیو ماهانه: آوریل 2021

رمان بهار/پارت نودو هفت

داد زد: “بله که باید بگیری…ببین…تا ربع ساعت دیگه خونه بودی که هیچ نبودی روزگارتو سیاه میکنم…” کلماتش عین پتک هوار میشد روی سرم. به اولین چیزی که فکر کردم ابن بود که چطوری میتونستم ربع ساعته خودمو برسونم خونه اون هم درحالی که حتی پول کرایه تاکسی نداشتم. آخ! …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/پارت چهلو دو

سلام دوستان رمان عشق ممنوع به دلیل مشکلات نویسنده هنوز پارت نویسی نشده حتما به محض دریافت پارت گذاری میشه نمیدونم دیگه چی بگم و چجوری معذرت خواهی کنم ولی واقعا ارتباطی با ما نداره و امیدوارم مشکلات نویسنده به زودی حل شه تا پارت گذاری کنیم

بیشتر بخوانید »

رمان شاهدخت/پارت شصتو چهار

نهان سرش رو روی شونه م گذاشت و چشماش رو بست برای عوض کردن حالش کنار گوشش لب زدم _الان فکر میکنن همجنسبازیم اروم خندید سرم و به سمت چپم چرخوندم و نگاه چپ چپ زن رو دیدم _حالا تو بخند ولی این خانومه اوت طرف نشسته بدجور داره چشم …

بیشتر بخوانید »

رمان بهار/پارت نودو شش

تا اینو گفتم بلند شد و مثل برج زهرما پیش روم قامت راست کرد و با غیظ پرسید: -الان چه گهی خوردی….؟ از لحن خصمانه و نگاه های دشمن ستیزش پر واضح بود باز سر جنگ داره. نیما دیگه واقعا داشت با این رفتارهاش خسته ام میکرد. آب دهنمو با …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/ پارت چهلو یک

به حدی دلم پر بود از این آدم از این که به من حق انتخاب نداده بود و تمام بار این درد و خودش به تنهایی روی دوش کشیده بود دلم می خواست همین الان کوتاه بیاد و تموم کنه این دوری رو بهش احتیاج داشتم سرم و روی سینه …

بیشتر بخوانید »

رمان بهار/پارت نودو پنج

  جعبه ی دستمال کاغذی رو برداشت و پرت کرد سمتم و گفت: -بگیرش….الان همشون داخلن…فعلا نیاز نیست دسته گلشون رو ببینن! صورتتو بشور… زود باش! پوزخند زدم.میخواست آثار جرمش رو محو بکنه! اما لازم بود همه روز اول ببین اون باهان‌چیکار کرده. حتی دستمالهای خونی رو هم دور ننداختم. …

بیشتر بخوانید »

رمان عشق ممنوع/پارت چهل

نمی خواستم جلوی خدمتکارا بین این همه گوش که داشتن به حرفام گوش میدادن حرفی بزنم نمیخواستم مرد من اسمش بیفته توی دهنم مردم و از مشکلی که داره کسی چیزی بفهمه پس دستشو گرفتم و به زور دنبال خودم کشوندم سعی می کرد مانعم بشه اما من لج باز …

بیشتر بخوانید »